تبليغاتX
بی بام
اتاق کوچک من
کنار دریا
افتابی و غرق غوغا بود
پیرمرد اما به سایه کوتاه من که روی سرش افتاده بودقانع نبود انگار
گفتم چند قدم آن طرفتر سایه است
"آفتاب بهتر نیست!"
این را گفت و دوباره به زلال آب خیره شد
پیرمرد کور بود
وسایه من کوتاه
+ نوشته شده در  چهارشنبه 12 تیر1387ساعت 9:52  توسط حمید رضا محمدیان  | 

 وبلاگ بهناز پر شده از خداحافظی

این هم رسم دیگر زندگی است

بهناز خوش آمدی

+ نوشته شده در  شنبه 25 خرداد1387ساعت 22:2  توسط حمید رضا محمدیان  | 

گیلاس روی میز

آجیل روی تخت

تو غرق رقص

آبی است هر نفس

+ نوشته شده در  پنجشنبه 23 خرداد1387ساعت 13:33  توسط حمید رضا محمدیان  | 

آسمان, شاید
همیشه آبی باشد
به چه رنگ می بینی آسمان را؟
خاکستری؟
سرخ؟
سپید؟
آبی باشد همیشه. شاید.

پ.ن: با تشکر از خودم. (خودم منم نه حمیدرضا محمدیان. البت اثر برا رضاست اما من تایپیدمش.)

+ نوشته شده در  دوشنبه 13 خرداد1387ساعت 14:0  توسط حمید رضا محمدیان  | 

با هر قدمت به غصه ها سنگ بزن

بر روی سر و صورتشان رنگ بزن

یادت نرود چو مشکلی پیش آمد

حتما به شماره خودم زنگ بزن

+ نوشته شده در  پنجشنبه 5 اردیبهشت1387ساعت 9:38  توسط حمید رضا محمدیان  | 

سلام اون علی کم جمیع ان و لا تفرقوا

میگه

ببار بی امان ببار

بر ترکچین تنم ...

...و الخ

این نیز بگذرد

صندلی ما هم این روز ها صیقل خورده

برق انداخته

شما هم

باریدید

ممنون

+ نوشته شده در  سه شنبه 27 فروردین1387ساعت 11:18  توسط حمید رضا محمدیان  | 

شاید هر آدمی بتواند  به انسان بودنش نزدیک شود

نزدیکی به انسانیت هم به ذات آدم ها بستگی دارد هم به محیطی که در آن رشد کرده اند.

فقط می خواهم بگویم این یک و نیم ماه گذشته که در مطبوعات چیزی نمی نویسم به خلق و خوی یکی دو دوست دیروزی بی ربط نیست

حالا من یک صندلی لهستانی هستم

فرقی نمیکند کجای دنیا باشم

فرقی نمیکند چند وقت درپستوی خانه مانده باشم

فرقی نمیکند رنگ و لعابم چگونه باشد

صندلی همیشه صندلی است

و صندلی لهستانی دوست داشتنی تر.

 

+ نوشته شده در  شنبه 11 اسفند1386ساعت 17:42  توسط حمید رضا محمدیان  | 

ستاره من

شاید همین نزدیکی ها باشد

کی سرم را بالا خواهم گرفت

نمی دانم
+ نوشته شده در  سه شنبه 9 بهمن1386ساعت 11:14  توسط حمید رضا محمدیان  | 

مهرداد تماس گرفته بود

از نزدیکی های ملبورن

دلم نسوخت که همسفرش نشدم

می گفت سخت می گذرد

اردی بهشت بر می گردد

به همه سلام رساند

دلش تنگ شده 

کسی چه می داند

شاید این بار

من هم همرهش باشم

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 2 بهمن1386ساعت 10:18  توسط حمید رضا محمدیان  | 

شاید کمتر کسی پیدا بشه که بیاد توئ وبلاگش تبلیغ کنه

اما این تبلیغ نیست

یه نشریه جدید متولد شده که خیلی اینترنشناله

اسمش رو گذاشتن

زندگی مثبت

همین!

+ نوشته شده در  پنجشنبه 20 دی1386ساعت 23:53  توسط حمید رضا محمدیان  |